گنج

شمارهٔ ۵۹

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: یدهایم۹ بیت
ما از دو کون پای به دامن کشیده‌ایمدر سایه محبت یاری خزیده‌ایم
آن بلبلیم ما که چو از بیضه درشدیمبر شاخسار زلف نکویان پریده‌ایم
ای باغبان برای گلی در بما مبندآخر نه ما به گلشن تو نو رسیده‌ایم
مائیم در ازل که پیام الست رابا گوش خویش از لب جانان شنیده‌ایم
زاهد دگر حدیث زانهار و سلسبیلبا ما بگو که طعم محبت چشیده‌ایم
بر چشم شیخ وسوسه آمد به روزگارنقشی که ما در آئینه جام دیده‌ایم
ساقی بط شراب بیاور که خسته‌ایمما از عدم به ساحت امکان دویده‌ایم
خوشتر به روز مرگ چه باشد به ما کفنزان پیرهن که در شب هجران دریده‌ایم
خوش در خطای عشق غزالانه (صامتا)از دام کید زاهد و عابد رمیده‌ایم