گنج

شمارهٔ ۵۸

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انهممیکنم۹ بیت
ترک دین و دل نمودم ترک جان هم می‌کنمغیر عشقت هر چه باشد ترک آن هم می‌کنم
گر تو صیاد منی آزردگی در دام نیستدر قفس سیر و صفای گلستان هم می‌کنم
همچنان کز دل زدودم ز نک مهر غیر رابعد از این نام تراورد زبان هم می‌کنم
این که دور افتادم از کویت بود جرم رقیبگه گهی بر سستی طالع گمان هم می‌کنم
ناله‌ام از هجر گل تنها در این گلزار نیستشیون از ناکامی فصل خزان هم می‌کنم
غیریادت کوانیس روز هجران منستدر برت شب قاصد آهی روان هم می‌کنم
غیر لذتهای پنهانی که بر جان می‌رسدزیر دست و تیر آن ابرو کمان هم می‌کنم
عاشقانش سودها دیدند و من در راه اوجای سود از بهر این سودا زیان هم می‌کنم
(صامتا) از اشک من تنها زمین نبود خرابرخنه در بنیاد اهل آسمان هم می‌کنم