گنج

شمارهٔ ۵۷

وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)قافیه: مدارم۷ بیت
تا سرو کار بدان طره پر خم دارماز پریشانی ایام چرا غم دارم
شب هجران و تب فرقت و گلهای فراقشکر صد شکر که هر عیش فراهم دارم
لخت دل خون جگر قسمت امروز منستروز نا آمده را بهر چه ماتم دارم
بی‌نیاز است چنان دیده‌ام از دولت فقرکه جهان را به یکی مور مسلم دارم
من که هرگز ندهم ملک قناعت از دستاز غنیمت ز سلیمان چه مگر کم دارم
چشم امید من از خواجه خویش است ارنهعار در بندگی از سلطنت جم دارم
زخمی غمزه خونریز نگارم (صامت)به جز او کی ز کسی دیده مرهم دارم