گنج

شمارهٔ ۴۸

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ابنبود۷ بیت
پیش از آنی که محبت به جهان باب نبوددل ما بود که آسوده از این باب نبود
شده پرخون اگر از نام جدایی چه کنمتاب زین بیش دگر بر دل بی‌تاب نبود
نظر حسرت ما کرد دل خنجر آبورنه تقصیر ز بی‌رحمی قصاب نبود
رقص‌کردن بدم تیر می‌خواست دلمورنه اسباب طرب این همه نایاب نبود
سحر چشم سهمیت کرد گران خواب او رااینقدر بخت من غمزده در خواب نبود
ما که با دست تهی پشت به دنیا کردیملازم این همه زینب و اسباب نبود
(صامتا) در بر من ذوق عجیبی دارداین غزل گرچه پسندیده احباب نبود