گنج

شمارهٔ ۲۷

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: انگذاشت۷ بیت
فلک همان نه تو را مهربان به ما نگذاشتبه هیچ دور دو دل با هم آشنا نگذاشت
به وادی طلبت عاقبت به خیر نشدکسی که عاقبت کار با خدا نگذاشت
کسی که آب و گلت را سرشت سنگدلیستکه در دلت اثر از مایه وفا نگذاشت
کسی به مملکت عشق گشت خانه به دوشکه قیمت کفنی بعد خود به جا نگذاشت
دو چشم به هر نگاهت به خصمی اند عجبکه خاک پای تو اندر میانه پا نگذاشت
صفای عشق طلب کن که نقشبند وجودبرای خوردن و خوابیدن این بنا نگذاشت
نخواست دولت وصلت به (صامت) ارزانیزمانه بی‌سبب از من تو را جدا نگذاشت