گنج

شمارهٔ ۲۶

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: سینیست۷ بیت
جز مهر تو ای مه سروکارم به کسی نیستجز خاک سر کوی تو بر سر هوسی نیست
شد لال جرس در ره عشق تو چو داندخوشتر ز فغان دل پر خون جرسی نیست
روزی تو کنی یاد اسیران که چو بینیاز ما به جز از مشت پری در قفسی نیست
گفتی که به بالین تو آیم دم مردنافسانه اگر نیست مرا جز نفسی نیست
سر رشته کار دو جهان رفته ز دستمزانرو که به زلفین توام دسترسی نیست
پنداشتم آن دانه خال است به دام استاکنون شدم آگه که ره پیش و پسی نیست
بینید غرورش که پس از کشتن(صامت)می‌گفت منم قاتل و کاری به کسی نیست