گنج

شمارهٔ ۲۸

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)قافیه: نگدارد۷ بیت
مرد عاشق‌پیشه از کفران نعمت ننگ داردهرچه معشوق از تغافل کار بر وی تنگ دارد
توشه راه محبت نیست جز بار توکلرهرو این ره چه غم از دوری فرسنگ دارد
نیک بستانی‌ست اما بوی عشق از وی نیایدکیست تا پای طلب از حب دنیا لنگ دارد
ای که داری چشم یکرنگی از این اوضاع گیتیبر کف از خون بسی امیدواران رنگ دارد
پر کن از صهبای وحدت هر سحر جام صبوحیمی‌مترس از محبت کو بر کف خود سنگ دارد
نفس سرکش را عنان‌گیری نما وقت ضرورتکایمن از جان نیست هر پردل که بر سر جنگ دارد
گر دل (صامت) نگردد صاف با دنیا چه باشدصحفه آیینه دایم احتراز از زنگ دارد