گنج

شمارهٔ ۱۳

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ست۷ بیت
به دامنم نبود گر دل فکار منستگواه خون شدن قلب داغدار منست
همیشه جیب و کنارم ز اشک دیده‌تر استبدان بهار که نبود خزان بهار منست
ز بس به گوش گرفتم چو باد پند کسانهمین سزای منست این که در کنار من است
ز بعد قتل مشورید خون ز چهره مراچرا که از ستم یار یادگار منست
ز تیر حادثه دهر پر بر آوردمدمی نگفت که این ناتوان شکار منست
هزار قاصد افغان برش روان کردمشبی نگفت غریبی در انتظار منست
اگر به قتلگاه عاشقان روی (صامت)چو نای نی شوی ناله نوای من است