گنج

شمارهٔ ۱۴

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: لکجاست۷ بیت
اختلاف اهل دل خوبس اهل دل کجاستآنکه حل سازد یکی از این همه مشکل کجاست
روزگاری شد که سرگردان دشت حیرتمیک نفر پیدا نشد تا گویدم منزل کجاست
غرقه در دریای خودبینی شدم دردا که نیستناخدای کاملی تا گویدم ساحل کجاست
لیلی ما را همی گویند کاندر محمل استکس نمی‌گوید کدامین کاروان محمل کجاست
من که هرگز بر جنون خویش منکر نیستمبا من مجنون نمی‌گوید کسی عاقل کجاست
دانه امید بس در مزرع دل کاشتمگر حقیقت داشت پس آن دانه را حاصل کجاست
(صامتا) هر کس به جز من دور از دلدار ماندپس در این درگه ندانم بنده مقبل کجاست