گنج

شمارهٔ ۱۰ - در مدح شاه اولیاء(ع)

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: امیکرد۲۰ بیت
روز ایجاد که حق خلقت دنیا می‌کرددر پس پرده علی بود تماشا می‌کرد
بلکه از آینه کنت نبیا چو نبیسیر در آب گِل آدم و حوا می کرد
بود سر‌منزل آدم به شبستان عدمکه دو تا قد رسا در بر یکتا می‌کرد
گهر پاک وی اندر صدف علم الهمشق آموختن حکمت اشیاء می‌کرد
به خیابان جنان سیر احبا می‌دادبهر کیفر به‌ سقر منزل اعداء می‌کرد
یاد می‌داد ره و رسم عبادت به ملکچون به تمحید خدا دُرج دهن وا می‌کرد
یاور دین احد بود معین احمدهر کجا روی به بازوی توانا می‌کرد
روز را روز عزا در بر چشم کافرتیره و تار به مثل شب یلدا می‌کرد
ذوالفقار دو دمش از رگ شریان عدودشت را سر به سر از موج چو دریا می‌کرد
به درش دیده امید مه گردون داشتز رُخش کسب ضیاء بیضه بیضا می‌کرد
بهر ایتام و ارامل شب و روز و مه و سالوقف آسایش‌شان رنج سر و پا می‌کرد
کاش در یاری فرزند غریبش ز نجفیک زمانی به صف کرب‌و‌بلا جا می‌کرد
اندر آن دم که سر سینه دلبند رسولشمر بی‌ واهمه می‌آمد و ماًوی می‌کرد
یا علی ساقی کوثر تو و از شمر، حسینقطره آبی به‌لب تشنه تمنا می‌کرد
بی‌کسی بین که به‌نزد پسر سعد پلیدالتماس شه دین دختر زهرا می‌کرد
شمر خنجر به گلوی شه لب تشنه نهادزینب غمزده با گریه تماشا می‌کرد
هر یتمی شرر شعله‌اش اندر دامنروی از خیمه سراسیمه به صحرا می‌کرد
چادر آن یک ز سر زینب بی‌کس می‌بردو آن دگر رو به حرم از پی یغما می‌کرد
کرد خولی چو سر خسرو دین زیب‌ تنورکاش از دود دل فاطمه پروا می‌کرد
برد سیلاب فنا خرمن صبر (صامت)اندر آن روز که این مرثیه انشاء می‌کرد