شمارهٔ ۱ - مثنوی در مدح شفیعه روز جزا فاطمه زهرا(س)
ای گرامی دخت سالار امملوح محفوظ خدای ذوالنعم
همسر و همخوابه حبلالمتینماه برج عروه الوثقای دین
از تو جسته سکه عصمت رواجعصمتت بگرفته از عفت خراج
با وجود چون تو زن در احترامدیگر از مردان نباید برد نام
کوه مس را میکند کان طلاخاک پای فضهات چون کیمیا
آبروی مریم از خاک درتساره چون هاجر به خدمت در برت
گر تویی زن ای سرافراز یمنکاش مردان جهان بودند زن
کرده حق نام گرامت فاطمهملک هستی را وجودت قائمه
ذات تو اسباب ایجاد وجودخاطرت آئینه غیب و شهود
سر مکنون خدای اکبریجفت حیدر دختر پیغمبری
قلب تو ای قلزم مجد و شرفشد برای یازده کوکب صدف
قامتت ای سرو بستان صفاپای تا سر نخل توحید خدا
آنچه قدرت داشت ذات کردگارجمله را بردهست در ذاتت به کار
بیش از اینم نی به وصفت دسترسگر بود در خانه کس یک حرف بس
روز محشر (صامتت) را یار باشجرم او را در جزا ستار باش