گنج

بخش ۹۴ - غزل

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: ارا۱۵ بیت
بود ز غم صد گره بر گل و بر بارِ گلباد به یکدم گشاد صد گره از کار گل
طرف چمن را چو کرد چشم شکوفه سپیدباز منور شدش دیده به دیدار گل
لاله زر آتشی است ناسره‌اش در میانلاجرم آن قیمتش نیست به بازار گل
قوس قزح در هوا تا سر پرگار زددایره لعل گشت نقطه پرگار گل
در چمنی کان صنم جلوه دهد حسن راخار عجب گر کشد بار دگر بار گل
کف به لب آورده باز جام پر از لعل میمی به کف آور ببین روی پریوار گل
ملک با لشکری افزون ز بارانفرود آمد در آن خرم بهاران
میان سبزه چون گل جای کردندملک را بارگه بر پای کردند
به یاد روی گل ساغر گرفتندچو نرگس دور جام از سر گرفتند
ملک یک هفته با قیصر طرب کردبر آن گل ارغوانی باده می‌خورد
ملک نالید یک شب پیش مهرابکه کار از دست رفت ای دوست دریاب
چنین از عمر تا کی دور باشم؟ز جان خویشتن مهجور باشم؟
برای من بسی زحمت کشیدیز دست من بسی تلخی چشیدی
برای من بکن یک کار دیگربیار آن ماه را یک بار دیگر
سرشک از دیدگان بارید بر زرفرو خواند این غزل با اشک برتر