گنج

بخش ۱۰۲ - رباعی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیه: ر۱۷ بیت
ای آینه کرده در رخت روی امیدبر چشمم ازین حسد، سیه روزِ سپید
به ز آن نبود که دیده دوزند آنجاکآیینه برابری کند با خورشید
چو مشاطه زدش در زلف شانهنسیم این بیت را زد بر ترانه:
از بس گره و پیچ که زلف تو نمودآمد شدن شانه در آن مشکل بود
در حل دقایق ارچه ره می‌پیموداز مشکل زلف، شانه مویی نگشود
چو نیل خط کشیدندش به آوازبخواند این بیت را بر ساز شهناز
روزی که فلک حسن تو را نیل کشیدچشم بد روزگار را میل کشید
چو بر ابرو کمانش وسمه بنهادمغنی بر کمانچه ساز می داد:
روی تو که آتشی در آفاق نهاد،بس داغ که بر سینه عشاق نهاد
مشاطه چو چشم و طاق ابروی تو دیداز هوش برفت و وسمه بر طاق نهاد
چو آمد غمزه اش با میل در نازفرو خواند این رباعی ارغنون ساز:
چو میل ز جیب سرمه‌دان سر برکردنظّارهٔ چشمِ سیهِ دلبر کرد
خود را خجل و سرزده در گوشه کشیداز دست بتم خاک سیه بر سر کرد
چو شد در چشم شوخش سرمه پیدابهار افروز خواند این نظم غرا:
ای خاک درِ تو سرمهٔ دیدهٔ ماهخور از هوس خاک رهت چشم به راه
با خاک رهت که سرمه آرد در چشمجز میل که باد بر سرش خاک سیاه
چو بر برگ سمن خندید غازهسمن رخ زد بر آب این شعر تازه