گنج

قطعه شمارهٔ ۹۴

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ید۸ بیت
شبی زبان فصاحت ز منهیان خردسوال کرد غرض آنکه مدتی است مدید
که بر خلاف طباع زمانه می‌بینمکه حصن ملک حصین است و سد عدل سدید
زوال ظلمت ظلم است از ستاره بدیعکمال دولت فضل است از زمانه بعید
چه خامه‌ای است که کوتاه می‌کند هر دمزبان تیغ که بودی دراز در تهدید
چه عادلی است که ز عدل او ممالک راتنعمی است موفی سعادتی است سعید
چه صاحبی است که اصحاب دین و دولت راز تیغ خامه او حاصل است وعده وعید
جواب داد خرد کافتاب دولت و دینکه ماه رایت او خلق راست چون مه عید
هلال غره دولت جمال طلعت ملکغیاث دین محمد محمدبن رشید