گنج

غزل شمارهٔ ۴۸

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ارامشباست۸ بیت
عاشقان را از جمالش، روز بازار امشب استلیلة القدری که می‌گویند پندار امشب است
حلقه‌ها، بین بسته، جانها، گرد رخسارش چو زلفقدسیان را نیز گویی روز بازار، امشب است
عاشقان! با بخت خود شب زنده دارید امشبیز آنکه در عمر خود آن شوریده، بیدار امشب است
پای دار، ای شمع و منشین، تا به سر خدمت کنیمپیش او امشب، که ما را خود سر و کار، امشب است
عود در مجلس دمی خوش می‌زند بی‌همنفسآری، آری، وقت انفاس شکربار، امشب است
جنس فردا پیش نقد جان من، امشب، به میمی‌فروشم، کان بضاعت را خریدار، امشب است
زاهدان! یک دم مجالی چون کنم تدبیر چیست؟چون پس از عمری، مجال صحبت یار، امشب است
گفته‌ای سلمان، که سر ایثار پایش می‌کنمگر سر ایثار داری وقت ایثار، امشب است