گنج

غزل شمارهٔ ۲۶۷

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ویدل۷ بیت
ای جان نازنین من ای آرزوی دلمیل من است سوی تو میل تو سوی دل
بر آرزوی روی تو دل جان همی دهدوا حسرتا! اگر ندهی آرزوی دل
چون غنچه بسته‌ام سر دل را به صد گرهتا بوی راز عشق تو آید ز توی دل
جان را به یاد تو به صبا می‌دهم که اومی‌آورد ز سنبل زلف تو بوی دل
تا دیده دید روی تو را روی دل ندیدبا روی دوست خود نتوان دید روی دل
دیگر به دیده دل ندهم من کز آب چشمهر بار خود درست نیاید سبوی دل
سلمان اگر ز اهل دلی نام دل مبرجان دادن است کار تو بی‌گفتگوی دل