گنج

غزل شمارهٔ ۱۸۴

لاابالی وار، دستی بر جهان خواهم فشاندهرچه دامن گیردم دامن، بر آن خواهم فشاند
دامن آخر زمان دارد غبار حادثهآستین بر دامن آخر زمان خواهم فشاند
از سر صدق و صفا، چون صبح خواهم زد نفسوندران دم بر هوای دوست، جان خواهم فشاند
پای عزلت بر سر کون و مکان خواهم نهاددست همت بر رخ جان و جهان خواهم فشاند
همچو گل برگی که حاصل کرده‌ام در عمر خویشبا رخ خندان و خوش، بر دوستان خواهم فشاند