گنج

شمارهٔ ۹۴۴

ساقی ار خواهی کنی احباب را گردآوریهمچو ساغر کن شراب ناب را گردآوری
در بیابان طلب از رهروان آگه استمی کند هرکس چو گوهر آب را گردآوری
کرده ضبط گریه ام عاجز، وگرنه می کندچون صدف آیینه ام سیماب را گردآوری
ساده لوحی بین که خواهم ضبط حسن او کنمهمچو هاله می کنم مهتاب را گردآوری
طره ی سنبل ندارد تاب، از بس کرده استحلقه ی زلف تو پیچ و تاب را گردآوری
اشک طوفان گر کند، در دامن من می کندهمچو دریا کرده ام گرداب را گردآوری
هیچ معشوقی پریشانگرد و هرجایی مبادمرد دنیا چون کند اسباب را گردآوری؟
آشنای چشم من هرگز نمی‌گردد سلیمچشم او کرده است از بس خواب را گردآوری