گنج

شمارهٔ ۹۲۲

دارم عیشی به وصل ماهیپیچیده به شاخ گل، گیاهی
هنگامه ی حسن و عشق گرم استاز ما آهی، ازو نگاهی
از دست غم جهان نداریمجز کوی جنون گریزگاهی
ای فقر، خوش است کسوت توما را هم ازین نمد، کلاهی!
هرکس دارد طریقی از عشقافتاده سلیم هم به راهی