شمارهٔ ۹۱۱
ای بت، متاع اهل ریا را چه می کنیآیینه هست، قبله نما را چه می کنی
ساقی، سپاه زهد و ورع را چو بشکنیاول بگو که توبه ی ما را چه می کنی
دست ستاره از مدد رزق کوته استدر جذب دانه اهربا را چه می کنی
از رقص چون سپند نخواهی دمی نشستچون آمدی به میکده، جا را چه می کنی
هر پر ز بال جغد بود گنجنامه ایای خانمان خراب، هما را چه می کنی
در عاشقی سلیم، تلاش وفا مکنداری هزار عیب، وفا را چه می کنی