شمارهٔ ۸۸۲
بیا و وصف زلف یار بشنودمی بنشین حدیث مار بشنو
حدیث زلف او را از دلم پرسدرازی شب از بیمار بشنو
ندارم اختیار گریه امشببه در می گویم، ای دیوار بشنو!
سخن بهر تو تا کی بشنوم منتو هم درد دلم یک بار بشنو
سلیم این پند را از من نگه دارسخن کم گو، ولی بسیار بشنو