شمارهٔ ۸۸۱
ای سرو همچو سایه دوان در قفای توحسرت بهار را به خزان حنای تو
خوبان به دیده بستر راحت فکنده انداز مخمل دوخوابه ی مژگان برای تو!
ماند به سبحه، بس که پی وعده ی وصالخوبان گره زدند به بند قبای تو
عمرت دراز باد که خاک مزار مادارد دری به خلد ز هر نقش پای تو
همواره طعنه می شنوی از برای منای دوست چون سلیم بمیرم برای تو!