گنج

شمارهٔ ۸۲۷

هردم غمی آید ز حریفان لئیممگویی به دبستان جهان، طفل یتیمم
آن گلبن فیضم که ز شادابی فطرتدر جوش بود مغز جهانی ز شمیمم
در فکر همه فیض، چو گفتار رسولمدر نطق همه معجزه، چون دست کلیمم
شوقم چو برد جانب گلزار، سحابمراهم چو فتد در حرم غنچه، نسیمم
کمتر نیم از سنجر و فغفور، که من همدر هند سیه بختی خود، شاه سلیمم