گنج

شمارهٔ ۸۲۳

گه ز شوق او در آتش، گاه در خون می‌رویمخضر کو تا بنگرد این راه را چون می‌رویم
همچو توبه با صلاحیت به مجلس آمدیملیک رسواتر ز بوی می به بیرون می‌رویم
هرکجا باشد، چو ما دیوانگان را جای نیستشهر اگر از ما به تنگ آمد، به هامون می‌رویم
نیست شوری هرکجا شوریده‌ای در رقص نیستدر چمن، گاهی به ذوق بید مجنون می‌رویم
جمله عالم را گرفت اعجاز نطق ما سلیمبعد ازین همچون مسیحا سوی گردون می‌رویم