شمارهٔ ۷۷۵
بیا که چتر سعادت ز برگ تاک کنیمچو صبح، جیب فلک را ز غصه چاک کنیم
بیار باده که در دل اگر غباری هستچو آب و آینه با روزگار پاک کنیم
سپهر را ز لباس عزا برون آریمسر بریده ی خورشید را به خاک کنیم
نمی خوریم غم روزگار تا می هستچه لازم است که خود را ز غم هلاک کنیم
زمانه می کند آن فتنه ای که می خواهدچه سود ازین که چو گل جیب خویش چاک کنیم
سلیم، فرصتی از روزگار تا داریمحساب خویش به ایام به که پاک کنیم