گنج

شمارهٔ ۷۷۴

قافیه: اککنیم۸ بیت
ز لاله و گل این باغ، کی خبر داریمگل همیشه بهار جنون به سر داریم
به راه شوق همین کار با کف پا نیستتنی پرآبله چون رشتهٔ گهر داریم
فضای سینه چنان زین چمن به ما تنگ استکه همچو بیضه دل خود به زیر پر داریم
هوای لعل تو دارد سبک عنان ما راچو کودکان همه مرکب ز نیشکر داریم
ز بعد کشته شدن دست برمدار از ماکه مطلب تو اگر جان بود، دگر داریم
شراب عشق ترا این قدر خمار از چیستکه سر به کوی تو شد خاک و دردسر داریم
به هند چند توان بود، کاشکی چون موربرون رویم ازین ملک تا کمر داریم
ز تیغ غمزه ی خوبان سلیم سر نکشیمچه شد، اگرچه نداریم دل، جگر داریم