شمارهٔ ۷۳
تا چند کنی خون دل صاحب نظران رابر سنگ زنی شیشه ی خونین جگران را
از یاری اختر مطلب کام در افلاکبا سنگ در خانه مزن شیشه گران را
با غارت عشق تو چه از داغ دل آیداز مهر سر کیسه چه غم، کیسه بران را
ما را غم خود نیست، ولی چند توان دیدچون ریگ روان، تشنگی همسفران را
بگذر چو قیامت به سر خاک شهیداناز خویش خبردار کن این بی خبران را
دل را غم خود بس، که جز آسیب نبیندبر سینه زند شیشه چو سنگ دگران را
جز عیب سلیم اهل حسد کار ندارندنبود هنری بهتر ازین بی هنران را