شمارهٔ ۷۲۹
زهی ز نور جبین تو در حجاب چراغبه پیش روی تو گل چون در آفتاب چراغ
چنان که گل ز چمن خوش کنند گلچینانکند به بزم تو پروانه انتخاب چراغ
ز رشک نور رخت از فتیله معلوم استکه خورده است چه مقدار پیچ و تاب چراغ
کمندافکن بام فلک بود شب هاز برق نور به بزم تو چون شهاب چراغ
دلم ز دیدن تیغت به سینه می لرزدچو صبح سر زند، آید به اضطراب چراغ
ز شوق بزم تو از آب چشم در فانوسنهاده است گل خویش را در آب چراغ
چو آفتاب به وصف جمال دوست سلیمنوشته از پر پروانه صد کتاب چراغ