شمارهٔ ۷۱۰
هلاک تاج نه چون شمع صبحگاهی باشچو آفتاب، سرافراز بی کلاهی باش
سواد کعبه چو بیرون ازین بیابان نیستدوان چو برق ز دنبال هر سیاهی باش
صلاح کار خود از کف مده، حقیقت چیستبه ملک هند قدم چون نهی، سپاهی باش
همین بریدن آب از گلو، قناعت نیستگلو بریده درین بحر همچو ماهی باش
به راه شوق مرا ضعف مانع است سلیمترا چو قوت رفتار هست، راهی باش