شمارهٔ ۷
به صورت تو بتی کمتر آفریده خداترا کشیده و دست از قلم کشیده خدا
چو کرده نقش تو بر صفحهٔ وجود رقمصد آفرین ز زبان قلم شنیده خدا
متاب روی ز همصحبتان که تنهاییلطیفه ای ست که از بهر خود گزیده خدا
زمانه کیست که منصور را به دار کشدبه این وسیله به سوی خودش کشیده خدا
مرا چه کار به بال هماست، پندارمچو مرغ عیسی، او را نیافریده خدا
لباس فقر برازنده ی من است سلیمکه جامهایست که بر قد من بریده خدا