شمارهٔ ۶۹۵
هر کجا گرم است بازار ادب، محجوب باشفتنه ای در هر کجا گل می کند، آشوب باش
صولت جلاد را حاجت به تیغ تیز نیستطفل خونریز مرا شمشیر گو از چوب باش
خامه دایم از زبان خویش زحمت می کشدبی زبان با خوبرویان حرف زن، مکتوب باش
همچو شاخ گل، طبیب هر دماغ آشفته شوهوشمندان را گل و دیوانگان را چوب باش
دختر رز گر همه باشد، مشو سرگرم اودر طریق عشقبازی امت یعقوب باش
در میان جاهل و کامل بود فرقی سلیممدعی گر با تو بد باشد، تو با او خوب باش