گنج

شمارهٔ ۶۹

گر به گوش خود ز مردم بشنوی گفتار رااز خوی خجلت بشویی نسخهٔ اشعار را
شعر خود را گر به از هر شعر دانی دور نیستبهتر از آب بقا باشد عرق بیمار را
در بلندی همچو آن، دیگر نداری مصرعیزینت دیوان خود کن طرهٔ دستار را
در سواد نامه‌ات هر لفظ معنی می‌خوردچاره‌ای کن آخر این موران معنی‌خوار را
تا بداند رتبهٔ طبع بلندت را، سلیمبر سر راه حسود انداز این طومار را