شمارهٔ ۶۷۷
از فیض ابر شد به چمن هر نهال سبزرنگ بتان هند شد از برشکال سبز
شوخی مباد بر سر پروازش آوردکرده ست طوطی چمن از سبزه، بال سبز
هرگاه یاد چشم تو در خاطرش گذشتصحرا تمام گشت ز اشک غزال سبز
در عشق ناله نیست ز مجنون عجب، که شدبر روی لیلی از اثر گریه خال سبز
ریحان چگونه سبز نگردد درو سلیمکز فیض ابر شد چو زمرد سفال سبز