شمارهٔ ۶۶۳
پر شکوه مکن، خاطر آن ماه نگه دارآیینه به دست است ترا آه نگه دار
شرمنده شو ای دل، گله تا کی کنی از دوستگر رشته دراز است، تو کوتاه نگه دار
صرف ره او کن همه اسباب جهان رابنشین به دل جمع و سر راه نگه دار
بی داغ برون رفتن ازین باغ شگون نیستاز لاله بچین برگی و همراه نگه دار
رفتند چو خورشید به افلاک حریفانچون سایه تو خود را همه در چاه نگه دار
در لقمه ی درویش بود لذت دیگریک کاسه ی چوبین تو هم ای شاه نگه دار
در خانه هم از گام زدن گرم طلب باشسر رشته ی این کار چو جولاه نگه دار
دل را به غم عشق مده مفت سلیماداغی تو هم ای سوخته تنخواه نگه دار