شمارهٔ ۶۵۵
دلم آن پر عتاب می طلبدترک مستی کباب می طلبد
ساده لوح آنکه در ولایت حسنگرمی از آفتاب می طلبد
آب خواهد ز تشنه در دریاآنکه از ما شراب می طلبد
بخت در گریه خواهدم دایمهرچه شور است، آب می طلبد
دل ضرورش مگر شده ست سلیم؟که به این اضطراب می طلبد