گنج

شمارهٔ ۶۴۹

در بیابان هرکه یاد آن خم کاکل کندجلوه چون آب روان در سایهٔ سنبل کند
هرکه را افتد هوای آن لب میگون به سرغنچه‌ای از گوشهٔ دستار هردم گل کند
از فغان و ناله گلشن را به تنگ آورده استباغبان امشب نمی داند چه با بلبل کند
در محبت هست تأثیری که چون نقش پریصورت لیلی ز جیب بید مجنون گل کند
دوست از دشمن اسیر عشق نشناسد سلیمرهرو او موج دریا را خیال پل کند