شمارهٔ ۶۳۱
چندروزه زندگی بر ما گرانی میکندخضر دایم در جهان چون زندگانی میکند؟
چند بتوان با تپانچه روی خود را سرخ داشتچهره را گلگون شراب ارغوانی میکند
میفروش از دست نگذارد نشاط خویش راچون شراب کهنه پیر است و جوانی میکند
آنکه دارد ذوقی از عیش جهان، همچون غباررقص بر صوت درای کاروانی میکند
گل دهان خویش سازد غنچه از شوق صفیردر گلستانی که بلبل باغبانی میکند
نسبت دشمن مبین با خود، که در کاشانه سیلگر ز آب چشم خود باشد، زیانی میکند
نیست رسوای جهان کس همچو ما، زاهد سلیمبادهنوشی میکند، اما نهانی میکند