گنج

شمارهٔ ۶۳۰

قافیه: انیمیکند۱۲ بیت
دل پی لاله‌رخان همچو صبا می‌گرددهیچ کس نیست بپرسد که کجا می‌گردد
جوهر آینه چون قبله‌نما مضطرب استهوس او نه همین در دل ما می‌گردد
خاک ما داده به باد ستم و می‌گویدچه غبار است که بر روی هوا می‌گردد
نیست آزادی‌ام امید که صیاد مرامرغ بسمل چو شد، از دست رها می‌گردد
همچو عنقا ز بس آوارهٔ عالم شده‌ایمآسمان، گرد جهان از پی ما می‌گردد
آبروی تو چه کار آیدش ای دل، که فلکآسیایی‌ست که از باد فنا می‌گردد
چون نویسم سخن از روزی خود، دست مراآستین تنگ‌تر از بند قبا می‌گردد
دلم از ذوق ثبات قدم خود در عشقهمچو پرگار به گرد سر ما می‌گردد
پی آوازهٔ هرکس چه دوی گرد جهان؟همچو اعمی که به دنبال صدا می‌گردد
بد و نیک آنچه برای دگران می‌خواهیهمه چون تیر هوایی به تو وامی‌گردد
همچو شمع آتش سودای تو در سر داریمگل چو پروانه به گرد سر ما می‌گردد
لذتی دیده سکندر مگر از عمر، سلیم؟کاین همه در طلب آب بقا می‌گردد