شمارهٔ ۶۰۹
ای خوش آن روز که آن سیب ذقن سبز شودهرچه می گویمت ای عهدشکن سبز شود
مطلبی قصد کند هرکه حدیثی سر کردمی زنم حرف خط او که سخن سبز شود
باغبان بس که ز عشق تو جنون یافت رواجچوب گل را نگذارد به چمن سبز شود
تب سوزان محبت که هلاکش گردمنگذارد که مرا موی به تن سبز شود
هرکه با تیغ شهادت نشود کشته سلیمسبزه بر تربتش از آب دهن سبز شود