شمارهٔ ۵۸۲
گل پی نکهت او دست دعا کرد بلندشمع، گردن به ره باد صبا کرد بلند
هر قدم در ره گلشن خطری در خواب استچون تواند جرس غنچه صدا کرد بلند؟
در ره کعبه ی دل، راز نهان بسیار استهر سخن را نتوان همچو درا کرد بلند
خاک این غمکده چون بالش پر گر بالدسر مویی نتواند سر ما کرد بلند
هرکه کوتاه کند رشته ی امید سلیمدست خود را نتواند به دعا کرد بلند