گنج

شمارهٔ ۵۵۶

من این دردی که دارم چاره‌اش آن سیمتن باشدعلاج ضعف بیماران دل، سیب ذقن باشد
چو هندو از برای سوختن عشاق می‌میرندره دوزخ مرا دلکش تر از راه چمن باشد
به معشوق کسی هرگز ندارم ذوق آمیزشبه بلبل می‌دهم گل را، اگر در دست من باشد
به خوبان آشکارا عیش کردن، می‌کند داغمبه سرمه رشک من بیش از عبیر پیرهن باشد
کسی حرفی نمی‌گوید کزان صد عیب ظاهر نیستعجب در نامهٔ راز خموشان گر سخن باشد
به یکتایی سلیم امروز در آفاق مشهورمچو من مرغ نواسازی کجا در هر چمن باشد؟