شمارهٔ ۵۵۵
به بزم وصل، دل من ز جا نمی جنبدسرم چو سرو به رقص است و پا نمی جنبد
دعای ما به گلستان که می برد امشب؟نسیم خفته و باد صبا نمی جنبد
سخن بیار و به تحسین ما معامله کنسر کسی به جهان، غیر ما نمی جنبد!
چنان به جلوه سبکرو فتاده، نام خدا!سمند عمر، که بند قبا نمی جنبد
سلیم ز آمدنش دل همین نه مضطرب استببین ز رعشه ی شوقم کجا نمی جنبد