شمارهٔ ۵۵۰
دود از جگرم زمزمه ی چنگ برآورداین نغمه ندانم به چه آهنگ برآورد
آخر هوس خنده ی بیهوده درین باغچون غنچه ام از ذوق دل تنگ برآورد
پروانه ام و بایدم از قسمت نایابآتش ز پی سوختن از سنگ برآورد
رحمی که ز شوق می وصل تو چو نرگسدر دست مرا جام تهی زنگ برآورد
یک گل چو سلیم از چمن وصل تو چیدمچون دست حنا بسته کفم رنگ برآورد