گنج

شمارهٔ ۵۴۳

زلفت ز من حزین گریزداین خوشه ز خوشه چین گریزد
در دست تو گل ز شرم رویتوقت است در آستین گریزد
تیر تو ز صحبت دل مابا موزه ی آهنین گریزد
از آفت برق، دانه ی ماچون مور سوی زمین گریزد
تا کی ز جهان چو برق جستن؟بیدرد! کسی چنین گریزد؟
از باده سلیم چون کشم دست؟کی مور ز انگبین گریزد؟