شمارهٔ ۵۱۲
کجاست عشق که آتش فروز آه شودمرا به چشمه ی تحقیق، خضر راه شود
هلاک مشرب آنم که پاره ی نمدیاگر ز خرقه زیاد آیدش، کلاه شود
دهد به خلوت دل وعده ی وصال مراهزار حیف، کسی نیست تا گواه شود!
به رنگ اخگر کشمیر، روی خود را چندکنیم زآتش می سرخ و او سیاه شود
ز خاک بر سر خود ریختن چو چاه کناناسیر عشق به هرجا نشست، چاه شود
ز بس رجوع خلایق، سلیم نزدیک استکه راه خانه ی درویش، شاهراه شود