گنج

شمارهٔ ۵۰۰

فلک انجام کاروبار ما داند چه خواهد شداگر دانه نداند، آسیا داند چه خواهد شد
خزانی هست در دنبال هر فصل بهاری رادرین گلشن همین برگ حنا داند چه خواهد شد
دلم را جز پریشانی نصیبی نیست در عالمبه این طالع، گرفتم کیمیا داند، چه خواهد شد
چنین کز روی بی مهری و بی پروایی ای بدخوتو حالم را نمی دانی، خدا داند چه خواهد شد
تغافل می کند بر من سلیم از ذوق می میرماگر چشمش نگاه آشنا داند چه خواهد شد