شمارهٔ ۵
تا کی بود ز راه خطا، پیچ و تاب مایارب کجاست هادی راه صواب ما
آتش زدیم و چون پر پروانه سوختیمحرف خطا، به آب نرفت از کتاب ما
عالم ز کفر همچو دل شب سیاه شدکی باشد آنکه تیغ کشد آفتاب ما
جان انتظار مقدم خورشید می کشدچون شمع صبح نیست عبث اضطراب ما
عذر گنه به حشر بود لطف او سلیمعاجز نمی شود دل حاضر جواب ما