شمارهٔ ۴
ما را سپرده است به ساقی حبیب مانیکو خلیفه ای ست که دارد ادیب ما
مخمور شوق را می وصل است سازگارما خسته ایم و ساقی کوثر طبیب ما
معشوق ماست ساقی گلچهره ای که هستدر عشق او خدا و پیمبر رقیب ما
ناقوس بت پرستی ما زنگ حیدری ستاز شوق اوست در پی گل عندلیب ما
یارب سلیم لعل و گهر را چه می کندیک پاره ای ز درّ نجف کن نصیب ما