شمارهٔ ۴۳۰
خراب لعل لبت کی شراب میگیردکه چشم را نمک او چو خواب میگیرد
خروش سیل سرشک مرا علاجی نیستز سنگ سرمه کی آواز آب میگیرد؟
صبا چو وصف می و میفروش با گل کردبه خنده گفت که آیا کتاب میگیرد؟
چو گل ز پرورشم باغبان زیان نکندکه آب میدهد، از من گلاب میگیرد
سلیم آنکه چو موسی به حرف گستاخ استز کوه مطلب خود را جواب میگیرد