گنج

شمارهٔ ۴۱۴

کسی کز عاشقی دم زد، چه باک از دشمنی داردکه مور این بیابان دعوی شیرافکنی دارد
به اهل عشق، آفت می رسد از دور او دایمفلک چون آسیا با سینه چاکان دشمنی دارد
کرم، صد عیب اگر باشد کسی را، باز می پوشدز همت ابر نیسان پرده ی تر دامنی دارد
غلط انداز شو در عاشقی، تحصیل این معنیز قمری کن که در گلشن لباس گلخنی دارد
توانگر آشنای عشق چون شد، دشمن خویش استحذر ز آتش به آن را کو لباس روغنی دارد
خدا از نیش آن شاعر، عزیزان را نگه داردکه بر اندام او هر مو تخلص سوزنی دارد!
حریم خلوت ما شب سلیم از شمع مستغنی‌ستکه آب خانهٔ مستان چو آتش روشنی دارد